در سوگ ناصر تقوایی، قربانی بزرگ سانسور
در سوگ ناصر تقوایی، قربانی بزرگ سانسور تا آنجا که حافظهام یاری میکند، طیّ سالهای اخیر بهندرت شاهد بودهام که درگذشت شخصیتی فرهنگی بهاندازۀ فقدان ناصر تقوایی در رسانههای مستقلّ ایرانیان بازتاب داشته و مردم ما را، در سراسر جهان، ﻣﺘﺄثّر و ﻣﺘﺄلّم کرده باشد. سوگواری اینهمه انسان برای تقوایی وقتی عجیب مینماید که درنظر […]
پهلوان زنده را عشق است
پهلوان زنده را عشق است دوست نازنینی یادداشتی به قلم آقای وحید عیدگاه طرقبهای را به دستم رساند که نویسنده در آن از انتشار دفتر سوم اشعار منتشرنشدۀ نیما یوشیج، از غریب من، ابراز خوشحالی میکند، مصحّح دفتر را میستاید و حامیان او در فرهنگستان زبان و ادب فارسی را ثنا میگوید. لیکن نویسنده ﻣﺘﺄسّفانه […]
عشق سالهای تبعید. دربارۀ «با توام ایرانه خانم زیبا!»، سرودۀ رضا براهنی
عشق سالهای تبعید دربارۀ «با توام ایرانه خانم زیبا!»، سرودۀ رضا براهنی رضا براهنی «با توام ایرانه خانم زیبا!» را در تبعید سروده است. او این شعرِ بلند را، که در جولای ١٩٩٧ در تورنتو پدید آمده، نَه در مجموعهای از اشعار خود، بلکه ظاهراً در شمارۀ ٣٢٦ مجلّۀ شهروند، چاپ تورنتو (کانادا)، منتشر کرده […]
ادبیات و فلسفه. همگرایی ثمربخش تاریخی و چالش بحرانهای معاصر
ادبیات و فلسفه همگرایی ثمربخش تاریخی و چالش بحرانهای معاصر ادبیات و فلسفه در تاریخ هنر و اندیشه هماره یکدیگر را یاری رساندهاند. فیلسوفان بسیاری را میشناسیم که ابزارهای ادبیات و قریحۀ ادبی خود را برای تبیین فلسفۀ خود به خدمت گرفتهاند یا، فراتر از آن، اصولاً بر بستر ادبیات اندیشیده و فلسفه ورزیدهاند. کییرکِگور[١]، […]
دو متن کوتاه دربارۀ جنگ
همسایه جمشید شهرابی الو، سلام، شب خوش، ببخشید بدموقع مزاحم شدم. شما خوبین؟ خانم خوبند؟ چه خبر ؟ چقدر خوب که شما هستین، هرچند همه رفتند و هیچکس دیگه توی محل نیست. امشب هم که صدای انفجار قطع نمیشه، مثل اینکه این نزدیکیها را هم زدند. شما صداها را میشنوید؟ من که حسابی می ترسم. […]
مرگ ایوان ایلیچ و محاکمه. یک جُرم و دو روایت
مرگ ایوان ایلیچ و محاکمه یک جُرم و دو روایت در یادداشتهای روزانۀ فرانتس کافکا ذیل تاریخ ٣٢ دسامبر ١٩٢١ عبارت «Iwan Iljitsch» (ایوان ایلیچ) بهچشم میخورَد[١] که نشان میدهد نویسنده در آن روز نوول مشهور تولستوی، مرگ ایوان ایلیچ، را مطالعه میکرده است. ریچی رابرتسون[٢]، کافکاشناس بریتانیایی، نظر به همین یادداشت ممکن دانسته که […]
معنای زندگی. باورهای دیروز و مسئولیتهای امروز
معنای زندگی باورهای دیروز و مسئولیتهای امروز فلاسفه از «معنای زندگی» عموماً «هدف زندگی»، «مقصود از زندگی»، را مراد کردهاند. «معنای زندگی چیست» یعنی برای چه زندهایم؟ غرض از بودن ما چیست و چه فایدهای بر حیات ما مترتّب است؟ پیشینیان ما «معنای زندگی» را رازی واحد و ازلی-ابدی میپنداشتند که انسانها از ابتدای حیاتِ […]
نقد اجتماعی در شعر سهراب سپهری. بازخوانیِ «پشت دریاها»
نقد اجتماعی در شعر سهراب سپهری بازخوانیِ «پشت دریاها» سهراب سپهری را برخی از همکاران شاعرش و هم شماری از منتقدان ادبی از دیرباز متّهم کردهاند که شاعری غیرسیاسی است، درقبال جامعه چندانکه باید احساس مسئولیت نمیکند، در خیالات خویش غرق است، از درد مردم غافل است و نابسامانیهای زمانۀ خود را در شعرش بازتاب […]
حدیث درد نهانی. دربارۀ شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، سرودۀ فروغ فرخزاد
حدیث درد نهانی دربارۀ شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، سرودۀ فروغ فرخزاد شعر بلند «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، که مدّتی پس از درگذشت فروغ فرخزاد در دفتری به همین نام منتشر شد، در برآوردی کلّی منظومۀ ﯾﺄس و سرخوردگی است. فرخزاد در این سروده که از نمونههای شاخص شعر اعترافی در […]
ساز و آوازِ نومیدی. دربارۀ «نه شکوفه، نه پرنده»، سرودۀ نادر نادرپور
ساز و آوازِ نومیدی دربارۀ «نه شکوفه، نه پرنده»، سرودۀ نادر نادرپور نادر نادرپور شعر «نه شکوفه، نه پرنده» را ظاهراً اوّل بار به سال ١٣٤٢ در مجموعۀ منتخبی از آثار خود منتشر کرد: ای بینوا درخت!کز یاد آسمان و زمین – هردو – رفتهایآیا در انتظار بهاری مگر هنوز؟مرغان برگهای تو، یکیک پریدهاندآیا خبر […]